تحلیل تشخیصی Discriminant Analysis با استفاده از spss

تحلیل تشخیصی Discriminant Analysis با استفاده از spss

توابع تحلیل تشخیصی که جزو گروه (GLM) یا همان مدل های خطی عمومی لحاظ می گردند، در واقع همانند تابع رگرسیون لجستیک نوعی ترکیب وزنی هستند که به منظور پیش بینی عضویت یک فرد یا موضوع مورد بررسی در یکی از چند گروه ممکن بکار می روند. با این تفاوت که در تحلیل تشخیصی متغیر مستقل حتماً باید دارای مقیاس فاصله ای یا نسبتی بوده و در آن نمی توان متغیرهای دارای مقیاس ترتیبی یا اسمی را وارد نمود. متغییر وابسته نیز مانند رگرسیون لجستیک می تواند اسمی یا ترتیبی باشد. همچنین تفاوت این تحلیل با تحلیل واریانس چند متغیره در این است که در تحلیل واریانس این متغیر وابسته است که حالت کمی داشته و متغیر(های) مستقل حالت کیفی یا مقوله ای دارند. پیشنهاد می گردد که حجم نمونه مورد استفاده در تحلیل تشخیص حداقل 20 برابر تعداد متغیرهای مستقل باشد. معادله تحلیل تشخیصی را می توان همانند معادله رگرسیون چند متغیره بصورت زیر نوشت:
Yi = a + b1X1 + b2X2 + . . . + bnXn
در ادامه با ذکر یک مثال به نحوه محاسبه و تفسیر نتایج با استفاده از این تحلیل می پردازیم.
1- مسئله مورد بررسی:
یک شرکت بزرگ حمل و نقل هوایی کارکنان خود در سه طبقه شغلی طبقه بندی نموده است که عبارتند از ؛ 1) مهمانداران، 2) مکانیکان و 3) توزیع کنندگان. مدیر منابع انسانی شرکت می خواهد بداند که آیا هر یک از این گروه ها دارای ویژگی های شخصیتی متفاوتی هستند؟ برای این منظور یک تست روانشناسی که شامل سه بخش علاقه به فعالیت در فضای باز، جامعه پذیری (یا معاشرت) و محافظه کاری است را اعمال می نماید و در نهایت می خواهد بداند که آیا سه فاکتور می توانند این سه گروه از کارکنان را از هم تفکیک نمایند.
جهت مشاهده کل مطلب در قسمت مطالب مفید به آشنایی با آزمون های آماری مراجعه نمایید

نگاهي اجمالي به توسعه و توسعة روستايي

نگاهي اجمالي به توسعه و توسعة روستايي

توسعه داستان پيچيده و مفصلي است كه از ابتداي يكجانشيني بشر همراه بشر بوده و در طول تاريخ پيوسته تكامل يافته تا اينكه در قرون اخير بصورت مدون تنظيم و تلفيق گرديده و از طرف دولت ها به اجرا در آمده است، توسعه بويژه بعد از جنگ جهاني دوم از طرف تمام كشورها و همچنين سازمان ها و مؤسسات بين‌المللي و خصوصي مورد توجه و عنايت خاصي قرار گرفت و با شدت و شتاب بيشتري مورد اجرا گذاشته شد. بطوري كه دهه‌هاي 1950 و 1960 از طرف سازمان ملل دهه‌هاي توسعه نامگذاري گرديد، اگر چه حاصل آن ناكامي و يأس بود اما براي بهبود وضع زندگي انسان ها ارمغان هايي نيز به بار آورد و موجب ارائة خدماتي شد. اما توسعه‌اي كه اين همه در مورد آن سخن رانده مي‌شود چيست؟ تودارو در كتاب خود توسعه را به معني ارتقاء مستمر كل جامعه و نظام اجتماعي بسوي زندگي بهتر و انساني تر مي‌داند. و ازكيا توسعه را به معناي كاهش فقر، بيكاري، نايرايري، صنعتي شدن بيشتر، ارتباطات بهتر، ايجاد نظام اجتماعي مبتني بر عدالت و افزايش مشاركت مردم در امور سياسي جاري بر مي شمرد.
تودارو معتقد است توسعه در جوامع مختلف سه هدف را دنبال مي‌كند، كه عبارتند از:
1) امكان دسترسي بيشتر به كالاهاي ضروري از جمله، غذا، پوشاك، مسكن، بهداشت، امنيت و توزيع گسترده‌تر اين گونه كالاها،
2) افزايش سطح زندگي، از جمله درآمدهاي بالاتر، تأمين اشتغال بيشتر، آموزش بهتر و غيره،
3) گسترش دامنة انتخاب اقتصادي و اجتماعي افراد و ملل از طريق رهايي از قید بردگي و وابستگي نه تنها نسبت به ساير افراد و كشورها، بلكه همچنين نسبت به نيروي جهل و بدبختي بشر.


جهت مشاهده کل مطلب در قسمت مطالب مفید به نگاهی به توسعه و توسعه روستایی مراجعه نمایید

اهميت فعاليت هاي غيركشاورزي در برنامه‌هاي توسعة روستايي

توسعه‎ي روستايي تنها مفهوم كمي ندارد و چيزي فراتر از گسترش ستانده‌هاي كشاورزي و رشد درآمدهاي اين بخش است. تجربه‎ي كشورهاي پيشرفته نشان مي‌دهد كه در گذر از مراحل توسعه در اين كشورها به‎تدريج از درصد سهم بخش كشاورزي در ايجاداشتغال و همچنين از درصد جمعيت مناطق روستايي كاسته شده است و بخش كشاورزي با درصد كمتري از جمعيت كار توليد محصولات خام كشاورزي را انجام مي‌دهد. در بسياري از كشورهاي توسعه‎يافته و درحال‎توسعه، كشاورزي ديگر تنها منبع اشتغال و درآمد براي خانوارهاي روستايي نيست بلكه فعاليت‎هاي غيركشاورزي نيز اهميت بالايي دارند، به‎طوري‌كه در برخي از اين كشورها فعاليت‎هاي غيركشاورزي بالغ بر 50 درصد از اشتغال روستايي و همچنين سهم مشابهي از درآمد خانوارهاي روستايي را به‎خود اختصاص داده است. البته اين نسبت‎ها در كشورها و مناطق مختلف متفاوت است. خصوصيت مهم ديگر اين بخش تنوع آن است، به‎طوري كه شامل طيف وسيعي از فعاليت‎ها مي‌شود كه خود بستگي به شرايط مختلف محيط‌هاي كشاورزي هر كشور دارد. امروزه در اغلب كشورهاي جهان از جمله ايران، مساله‎ي بيكاري و اشتغال به يكي از مهم‎ترين و اساسي‌ترين مباحث تبديل شده است و بازار كار به‎دليل سروكار داشتن با انسان به‎عنوان يكي از مهم‎ترين بازارها در اقتصاد به‎شمار مي‌رود، از نظر اقتصادي، نيروي ‎كار يك عامل توليد است و نرخ بيكاري بالا، استفاده نكردن كامل از آن ‎را نشان مي‌دهد. از سوي ديگر نرخ بيكاري بالا ممكن است مسايل اجتماعي مانند فساد و جنايت و ديگر موارد را نيز در جامعه پديد آورد. درنتيجه، برنامه‌ريزي در زمينه‌ي بهينه نمودن اين نيرو و بهره‌گيري مناسب از آن در مسير توسعه‎ي اقتصادي و اجتماعي جامعه بسيار ضروري است. در اين ميان بازار كار روستايي نيز از چند جنبه حايز اهميت است، 1) ياري رساندن به سياست‎گزاران و برنامه‌ريزان براي كاهش نرخ بيكاري در مناطق روستايي، 2) كمك به سياست‎گزاران و برنامه‌ريزان براي افزايش رفاه مناطق روستايي با ايجاد فرصت‎هاي شغلي جديد، 3) توضيح چگونگي روند مهاجرت از روستا به شهر در سال‎هاي آينده و 4) نشان دادن اهميت برنامه‌ريزي صحيح براي توسعه‎ي مراكز اسكان، تا با طراحي مناسب از تراكم بيش از حد جمعيت در نقاطي خاص كاسته شود و در نتيجه نيروي‎كار به طور مناسبي پراكنده شود (همان). از اين رو با توجه به مكانيزاسيون بخش كشاورزي و محدوديت در افزايش سطح زيركشت اراضي كشاورزي، اين بخش توانايي ايجاد فرصت‎هاي شغلي بيشتر را ندارد و درنتيجه توجه به ديگر فعاليت‎هاي روستايي در برنامه‌ريزي‎هاي آتي جهت تامين اشتغال روستاييان، اهميت ويژه‌اي دارد.

جهت مشاهده کل مطلب در قسمت مطالب مفید به اهمیت فعالیت های غیرکشاورزی در توسعه روستایی و کشاورزی مراجعه نمایید